close
دانلود آهنگ جدید
خاستگاه قوم بلوچ

تارنمای رسمی عبدالحمید خدایاری

به تارنمای رسمی عبدالحمید خدایاری شاعر، نویسنده و پژوهشگر بلوچ خوش آمدید .برای استفاده مطلوب در تارنما عضو شوید واز مطالب ناب و منحصر بفرد آن استفاده کنید.

آخرین ارسالی های انجمن

نظریه سید ظهورشاه هاشمی درباره ی قوم بلوچ و زبان و خاستگاه آن

نظریه سید ظهورشاه هاشمی درباره ی قوم بلوچ و زبان و خاستگاه آن

*جمشید، فریدون، کیخسر و وکاووس از تو می ترسیدند و محتاج زور و بازوی تو بودند.

*اقوام جهان هرکدام جهانگشایی کرده اند وزمان جهانگشایی قوم تو درزمان کوروش بود.

*شاهنشاهی دو هزار و پانصد ساله ی ایران را که آن قوم غیرتمند و دلیر پایه گذاری کرده است خود گواه راستینی است.

*اززمان کوروش قهرمان تاداریوش سوم قوم تودویست وسی سال حکومت کرده است.

*اگر تو شگفت زده هستی، تقصیر نداری، زیرا که جهانی شگفت زده است. به سخنانم توجّه کن و شگفت زدگی را رها کن.

*در جهان موجودی به نام دیو سپید و دیو سیاه وجود نداشت تو برای دشمنان چون دیو بودی که جانشان را می گرفتی.

*در تمام جنگ ها دشمن از تو شکست خورده و فرار کرده است و تا به امروز نیز از تو ترسان و هراسان است.

* کوروش از آنِ من است، و از آنِ توست و از آنِ قوم توست به راستی و با اطمینان خاطر او رئیس قوم و برگزیده ی قوم توست.

* مردان دلاور "البا" (البرز) و سوار کارانِ مازندران و گیلان از یک قوم و قبیله اند.

نظریه سید ظهورشاه هاشمی درباره ی قوم بلوچ و زبان و خاستگاه آن

ردّ پای بلوچ در شاهنامه فردوسی

ردّ پای بلوچ در شاهنامه فردوسی

    در شاهنامه نیز به دفعات نام قوم بلوچ آمده است. اولین بار در داستان سیاوش هنگامی که وی در کار جمع آوری لشکر برای جنگ با افراسیاب است از بلوچ ها یاد می شود : هم از پهلوی پارس و کوچ و بلوچ ز گیلان جنگی و دشت سروچ . همچنانکه از بیت مستفاد می شود در اینجا اشاره ای صریح به محل بلوچ ها نکرده است اگرچه در مصرع دوم می توان گیلان را به معنای سرزمین گیلان گرفت دشت سروچ چنانکه در برهان قاطع آمده است نام دشتی است در نواحی کرمان پس باز جای ابهام باقیست چراکه در مصرع دوم از گیلان و کرمان هردو یاد شده که جایگاه بلوچ ها هستند . در جایی دیگر در داستان کیخسرو هنگامی که پسرش قصد لشکرکشی بر ضد افراسیاب را دارد باز نام بلوچ در نامه ملی ایران ذکر شده است در این صفحه زیبای شاهنامه که فردوسی یک یک بزرگان سپاه ایران را بر می شمارد و از لشکر زیر نظر هریک سخن می گوید به پهلوانی به نام اشکش می رسد که بازور و دل بود و با عقل و هوش . در برهان قاطع آمده است که اشکش موسس سلسله اشکانیست .سپاه اشکش متشکل از قوم کوچ و بلوچ بوده است فردوسی در این باره می گوید : سپاهش زگردان کوچ و بلوچ  سگالیده جنگ و بر آورده خوچ . لغت خوچ در برهان به چند معناست که مطابق این معانی بلوچ و خوچ کاملا هم معنا هستند و احتمالا فردوسی هم همین هم معنا بودن را در انتخاب لغت خوچ در نظر داشته است . فردوسی در توصیف سپاه کوچ و بلوچ چنین می گوید : کسی در جهان پشت ایشان ندید برهنه یک انگشت ایشان ندید .

دنباله در ادامه مطلب

ردّ پای بلوچ در شاهنامه فردوسی
عضویت در خبرنامه سایت